سفر به شمال خرداد 93(1)
تو تعطبلات خرداد سفر چند روزه به شمال داشیم هرچند کوتاه ولی باز تنوعی بود و شارژ روحیه

گردنه حیران آیلا به دنبال جمع کردن سنگ

گردنه مه آلود حیران که در عرض 20 دقيقه مه همه جا رو گرفت


آب هم می خوریم با دادا هم صحبت می کنیم

پدر و دختر در گردنه حیران مه کم کم در حال بلند شدن

در حال خوردن صبحانه در جنگلهای اطراف گیسوم.

در حال نگاه کردن به گاها که مبادا بیان و صبحانه خانمی را نوش جان کنند ( عمه سارا گفته بود سریع صبحانه ات را بخور تا گاوها نیومدند)

در حال جمع کردن سنگها

این بار برخورد آیلا با دریا بهتر بود و قبلا که حاضر نبود حتی پاهاش به شن ها بخوره کم کم دوست داشت به طرف دریا بره فعلا در حال سنگ پرانی عشق آیلا

دست به کمر در حال تماشای دریا

مامانی دستش رو گرفته ولی در حال فرار

بالاخره راضی شد تا من هم دستش رو بگیرم کمی تو آب بیاد

این هم اسم خانمی در ساحل

در حال کمک به نوشتن اسمش به فارسی در ساحل


سفر به شمال خرداد 93(1) 


